تبليغاتX
خوش آمدید
با سلام خدمت دوستان از اینکه مدتی نبودم عذر میخواهم .

خب .عاشورا هم که تمام شد ....روزی که هیچوقت فراموش نمیشود

....

...

چیزهایی میبینیم .تصاویری که پیدا میشوند .محو میشوند و گاه در ذهنمان نقش می بندند مثل سفر با اتوبوس در میان خواب و بیداری .

آنچه مهم است در بطن تصاویر نیست .در میان سر نخ های گذراست .

گسترش دنیای انسان و قوانین بشر

قاعده طلایی: یک اصل جهان شمول
هنگامی که یک کودک بودید ممکن است یک اسباب  بازی را از هم بازی خود قاپیده باشید و هم بازی شما بلافاصله شیون کرده است. پس از این ، سخن  مادر و پدر یا معلمتان شنیده اید که : " آیا دوست داری کسی با تو همین کار را بکند؟"!
این نجوا برایتان  آشنا نیست؟ درسی که بزرگسالان در صدد بودند به ما بیاموزند همان بود که در مغرب زمین به عنوان" قاعده طلایی" شهره است.  این قاعده به افراد توصیه می کند که فراتر از خودخواهی و خودمحوری خویشتن روند و تذکارمان می دهد که هرچه به ما صدمه بزند به دیگران نیز صدمه خواهد زد؛ همان طور که هرچه خوشایند ما باشد برای دیگران نیز خوشایند است.

تقریبا در همه ادیان ، اخلاقیات فردی با این اصل ساده  شروع می شود: با افراد چنان رفتار کنید که مایلید با شما آنگونه رفتار شود. از این جنبه، قاعده طلایی، بنیادین ترین اصل فضایل فردی به شمار می رود و ایمانها همه نوعی تفسیر از این پیام جهانشمول به شمار می روند:

- هیچ یک از شما مومن به حساب نمی آید مگر آنکه برای مومنان دیگر آن چیزی را بخواهد که برای خود می خواهد. ( اسلام)
-  به دیگران آسیب نرسان ، با فکر و عمل بدان ها صدمه ای وارد نکن و واژه ای مگو که باعث درد و رنج آنها شود. ( هندوییسم)
-    آنچه برای خود نمی پسندی برای دیگران نیز مپسند ( مکتب کنفسیوس).
اگر می خواهی با تو بدرفتاری نشود با کسی بدرفتاری نکن ( ایین زردشت)
.با عشق به هم نوعان و خدا نجات خواهیم یافت ( مکتب سیک)
برای الگو شدن ، انسان نه باید صدمه ای به دیگران بزند و نه باعث صدمه زدن به دیگران شود. من و دیگر انسانها مثل هم هستیم. بنابراین نباید اجازه داد کسی به  دیگری آسیب رساند و نه از وی آسیب ببیند. اصل مهم این است ( مکتب بودیسم) 
- فرد نباید با دیگران چنان رفتار کند که مورد تآیید خودش نیست. این مبنای اخلاق است. هر رفتاری که این مبنا را نداشته باشد خودخواهانه است.( مکتب هندوییسم)

همسایه تان را به اندازه خودتان دوست بدارید( یهودیت) .
چنان رفتار کن که می خواهی با تو رفتار کنند ( مسیحیت) 

 

به هرحال از قرن 16 به بعد تحولات شگرفي در حوزه تحقيق صورت گرفته است كه محصول آن پيدايش شقوق مختلف علمي شد. اين تحقيقات در حوزه فلسفه معناي ديگري پيدا كرد زيرا تحقيقات فلسفي هم در حوزه سنتي استمرار يافتند و هم حوزه جديدي كه از آن با عنوان معرفت شناسي  ياد مي‌كنند، پديد آمد. بنيانگذار اين دانش كه امروز تمام حوزه‌هاي علمي گذشته را دربر گرفته است امانوئل كانت است، دانشهايي از قبيل فلسفه اخلاق، فلسفه تاريخ و ... از جمله اين دانشهاي تازه متولد شده است.

كانت در اثرش كه از بزرگترين آثار فلسفه غرب بشمار مي‌آيد با عنوان «نقد خرد محض» كه در سال 1781 منتشر كرد چنين مي‌گويد: «هر كس روزي درباره حدود عالم انديشيده باشد بي‌شك خود را با معمايي به ظاهر حل ناشدني روبه رو ديده است. اگر عالم داراي حدودي باشد در فراسوي اين حدود چند چيز وجود دارد؟ و انديشه ما به گونه‌اي مقاومت ناپذير تمايل دارد كه آن سوي اين حدود را تخيل كند. برعكس تصور عالم به مثابه يك بي‌نهايت نيز براي ما ممكن نيست، زماني كه مي‌خواهيم بي‌نهايت را به ذهن بياوريم ناگزير به دنبال پيدا كردن مرزهايي در آن هستيم. بنابراين پرسش را بدين صورت مطرح مي‌كنيم كه پنداره نهايت براي ما تفهيم‌ناپذير است ...

اكنون براي آگاهي بيشتر خوانندگان درباره مفاهيم مورد استعمال در پژوهش به نكاتي در ذيل اشاره مي‌شود:

1- ويژگيهاي علوم انساني

1) علوم انساني منطقي هستند؛ هدف آن درك منطقي رفتار انسان است. منظور اين نيست كه رفتارهاي انساني همگي منطقي‌اند بلكه رفتارهايي نيز وجود دارد كه خارج از حوزه منطق‌اند. اما دانشمند علوم انساني خود بايد در درك اشكال گوناگون رفتار منطقي باشد.

2) علوم انساني جبري هستند؛ دانشمندان معتقدند وقوع هر رويدادي دلايلي دارد و صرفاً تصادفي نيست به عبارت ديگر هر رويداد يا وضعيتي داراي علل پيشين است و به اصطلاح مسبوق به سابقه است.

3) علوم انساني كلي هستند؛ هدف علوم انساني مشاهده ودرك الگوهاي كلي رويدادها و روابط بين آنهاست. يك نظريه هرچه تعميم‌پذيرتر باشد سودمندتر است به اين معني كه هرچه حوزه پديده‌هاي مورد مطالعه يك نظريه گسترده باشد مفيدتر است.

4) علوم انساني تخصصي هستند؛ دانشمند علوم انساني بايد روش اندازه‌گيري خاص خود را مشخص كند شايد بتوان گفت كه اين عمل از اهميت خاصي برخوردار است زيرا در اين علوم مفاهيمي وجود دارند كه گفتگوهاي مفهومي داراي تعاريف مبهمي هستند.

5) علوم انساني تكرار ناپذير هستند؛ در صورتيكه پژوهش معين در زمينه علوم انساني بصورت كامل و كافي توصيف شده باشد هر دانشمند ديگر صرف نظر از زمينه فكري خويش بايد بتواند اين پژوهش را تكرار كند و نتايج مشابهي بدست آورد.

6) علوم انساني تغيير و تحول پذير هستند؛ تقريباً هيچ يك از نظريه هاي مربوط به انسان ابدي و جاويدان نيست يا دلايل و مداركي آن را بي اعتبار مي‌سازند و يا نظريه‌هاي جديدي جانشين آن مي‌شود بهرحال نمي‌توان انتظار داشت كه يافته‌هاي علوم انساني در مورد يك حادثه در درازمدت پايدار بماند.

+ نوشته شده در  86/10/30ساعت   توسط م ح م د | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ

پیوندهای روزانه
مدیر Blogfa
بن بست ابهام
عصرونه
مشق سکوت
ابروی برخی مسئولین مهمتر از ابروی انقلاب است!
بیـ ـچـ ـاره ایـران
دوست
دانشگاه شیراز
شیراز پاتوق
ایران موزیک
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته اوّل خرداد 1386
هفته سوم بهمن 1385
هفته اوّل بهمن 1385
هفته چهارم دی 1385
پیوندها
حرفهایی که مجنون هم نتوانست به لیلی بگوید
::.آشنایی که در خلوت چشمانت غریب است.::
عشق آمپول ب کمپلکس معرفت است
کاش میشد لحظه ها را قاب کرد ....
به تو از تو می نویسم
مگه عاشقی گناهه ؟
دوست خوبم مسعود
کسی مرا باور ندارد
ای همه ی وجود من
برنامه ریزی الگوریتم
علم صنایع غذایی
دنیای شعر و .....
بیا تو دم در بده
شبهای بارانی
خیالات واقعی
تنهایی بده
ترفند و ترفند
آدم بی حوا
جهنم سپید
مهشاد
مسیحا
Welcome
گلچین
عشق
رادیان
تنها
لپتاپ
P30
دنیا
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان

تعداد بازديدها: